قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
579
تاريخ الفي ( فارسى )
امور و اعمال تو مىنگرد . الحمد للّه و المنّه كه جميع اعمال و احوال تو بر جادّهء عقل و منهاج رشاد و سداد جاريست و بر همگنان ظاهر و هويداست كه تو اى امير المؤمنين جانب امّت محمّد را ، صلّى اللّه عليه و آله ، به احسن الوجوه رعايت مىكنى و از حال خرد و بزرگ و وضيع و شريف و درويش و توانگر خبردار مىباشى و هريكى را به اندازهء او رعايت مىفرمايى و در واقعات و مهمات دنياوى كه مسلمانان را مىافتد طريق عدل و انصاف مرعى مىدارى و نكوهش مردمان تو را در راه حقّ دامنگير نمىآيد و دل تو به زخارف دنيا نمىگرايد ، و للّه الحمد على ذلك . امّا حال پسر عمّ تو ، عبد اللّه بن عباس ، بر خلاف اين واقع است ؛ چرا كه او همّت خود بر جمع اسباب دنياوى مقصور داشته و دست اسراف به درم و دينار بيت المال دراز كرده حق فقرا را در كارهايى كه از روح شريعت دور است صرف مىنمايد . اين بنده چون بر اين حال اطّلاع يافت اخفاء آن نتوانست نمود . بنابراين شمّهاى از آن بازنمودم تا آنچه امير المؤمنين در اين باب فرمايد عين صواب و صلاح است . و السّلام . » چون اين نوشته به موقف عرض امير المؤمنين رسيد تعجبها نمود و جواب ابو الاسود به اين طريق نوشت : « امّا بعد ، اى ابو الاسود ! بدان كه مكتوب تو رسيد و مضمون معلوم شد و بر صدق و ديانت تو محمدت گفته آمد . از تو و امثال تو همين متوقّع است كه طريق امانت بسپرند و هيچ دقيقهاى از دقايق نصيحت فرونگذارند و آنچه شما را معلوم شود از مصالح امت محمّد ، صلّى اللّه عليه و آله ، از امام و مقتداى خويشتن پوشيده ندارند و بازنمايند . شمّهاى [ كه ] از احوال بيت المال نوشته بودى به پسر عمّ خود عبد اللّه بن عباس نوشتم و از نوشتهء تو هيچ ياد نكردم . اكنون منتظر خواهم بود تا او چه جواب نويسد . بايد كه تو برقرار خود متفحّص باشى و آنچه معلوم كنى به عرض برسانى تا مستحق مزيد انعام و اكرام شوى و ثمرهء آن در دنيا و آخرت بيابى . و السّلام . » امّا صورت نامهء امير المؤمنين على ، عليه السّلام به عبد اللّه بن عباس بر اين منوال است : « امّا بعد ، اى عبد اللّه بن عباس بدان كه از هرنوع سخنان مختلف در حقّ تو به ما رسانيدهاند و خداى مطّلع الاسرار به حقيقت آن داناتر است . امّا اگر آنچه آن جماعت به ما رسانيدهاند راست است از تو غريب و ناپسنديده است و اگر دروغ است اهل افترا به و بال و عقوبت گرفتار خواهند شد . لكن چون بر مضمون اين مكتوب واقف شوى بايد كه مرا از حال بصره كه از كدام قوم و چند گرفته و در كدام وجه صرف نمودهاى اعلام دهى و كيفيت آن و كمّيت آن به شرح و تفصيل بازنمايى تا وقوف حاصل شود ، ان شاء اللّه تعالى . » چون نامه به عبد اللّه بن عباس رسيد در جواب نوشت :